عنوان:هشت راز افراد باریک اندام گروه مقالات:عمومی - تاریخ ارسال 12/22/2009
|
|
همه ما یک دوست باریک اندام داریم-همان دوستی که هرگز دچار وسوسه سبد نان نمیشود و وقتی میگوید “من یک تکه کوچک برمیدارم”، واقعا همین کار را میکند. واقعا او چطور میتواند؟ تحقیقات نشان میدهد که افراد باریک اندام اصولا مانند باقی افراد به غذا فکر نمیکنند.” افراد باریک با غذا رابطه راحت و بدون مشکلی دارند.” “از طرف دیگر، افرادی که اضافه وزن دارند مدام به غذا فکر میکنند. آنها تمام اوقات به مقدار و تعداد دفعات غذا خوردن خود توجه میکنند و در نتیجه، زمان صرف غذا از مشغولیات د . . . . . . .
|
 |
|
عنوان:قفس گروه مقالات:داستان - تاریخ ارسال 12/20/2009
|
|
شيوانا استاد معرفت بود و بسياري از مردم عادي، از راه هاي دور و نزديک نزد او
مي آمدند تا براي مشکلاتشان راه حل ارايه دهد. روزي مردي نزد شيوانا آمد و گفت : که
از زندگي زناشويي اش راضي نيست و فقط به خاطر مشکلات بعدي جرات و توان جدايي از
همسرش را ندارد. مرد از شيوانا پرسيد که آيا اين تحمل اجباري رابطه زناشويي او و
همسرش درست است و يا اين که او مي تواند راه حل ديگري براي خلاصي از اين درد جانکاه
پيدا کند؟! در دست مرد قفسي بود که داخل آن دو پرنده کوچک نگهداري مي شدند . . . . . . .
|
 |
|
عنوان:بهای عشق و خیانت گروه مقالات:داستان - تاریخ ارسال 12/03/2009
|
|
هـیرتا فـرزند سـورنا مدتها بودکه درکاخ بزرگ ییلاقی پدرش زندگی میکرد. چند سـالی بود که زن اولش مرده بود و چون از او فـرزندی نداشـت در سـال اخیر با دخـتر جوان 21 سـاله که اتفاقاً دریک دهـکده با او آشـنا شـده بود عـروسی کرد. هـیرتا هـنگامیکه از شـکار بر می گشـت نزدیک دهـکده به ماندانا برخورد. ماندانا کوزهء آب بزرکی بردوش گرفـته و از چشـمه بخانه آب می برد، از وی آب خواسـت نامش را پرسـید و همان شـب اورا از پدر پیرش خواسـتگاری کرده و روز بعـد ماندانا را به قـصر خود آورد. . . . . . . .
|
 |
|
عنوان:شمع فرشته گروه مقالات:داستان - تاریخ ارسال 12/03/2009
|
|
مردی که همسرش را از دست داده بود دختر سه ساله اش را بسیــار دوست می داشت دخترک به بیماری سختی مبتلا شد پدر به هر دری زد تا کودک سلامتی اش را دوباره بدست بیاورد، هرچه پول داشت برای درمان او خرج کرد ولی بیماری جان دخترک را گرفت و او مرد... پدر در خانه اش را بست و گوشه گیر شد. با هیچکس صحبت نمی کرد سرکار نمی رفت. دوستان و آشنایانش خیلی سعی کردند تا او را به زندگی عادی برگردانند ولی موفق نشدند. شبی پدر رویای عجیبی دید، دید که در بهشت است و صف منظمی از فرشتگان کوچک در ج . . . . . . .
|
 |
|
عنوان:عشق و ثروت و موفقیت گروه مقالات:اجتماعی - تاریخ ارسال 12/03/2009
|
|
زني از خانه بيرون آمد و سه پيرمرد را با چهره های زیبا جلوي در ديد. به آنها گفت: « من شما را نمي شناسم ولي فکر مي کنم گرسنه باشيد، بفرمائيد داخل تا چيزي براي خوردن به شما بدهم.» آنها پرسيدند:« آيا شوهرتان خانه است؟» زن گفت: « نه، او به دنبال کاري بيرون از خانه رفته.» آنها گفتند: « پس ما نمي توانيم وارد شويم منتظر می مانیم.» عصر وقتي شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را براي او تعريف کرد. شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائيد داخل.» زن بيرون رفت و آنها ر . . . . . . .
|
 |
|
عنوان:روزی که امیرکبیر گریست گروه مقالات:اجتماعی - تاریخ ارسال 12/01/2009
|
|
در سال 1264 هجری قمری، یعنی درست در حدود 166 سال پیش نخستین برنامهی دولت ایران برای واكسیناسیون به فرمان امیركبیر آغاز شد. در آن برنامه، كودكان و نوجوانانی ایرانی را آبلهكوبی میكردند. اما چند روز پس از آغاز آبلهكوبی به امیر كبیر خبر دادند كه مردم از روی ناآگاهی نمیخواهند واكسن بزنند! بهویژه كه چند تن از فالگیرها و دعانویسها در شهر شایعه كرده بودند كه واكسن زدن باعث راه یافتن جن به خون انسان میشود هنگامی كه خبر رسید پنج نفر به علت ابتلا به بیماری آبله جان ب . . . . . . .
|
 |
|
عنوان:مصاحبه با شیطان گروه مقالات:اجتماعی - تاریخ ارسال 11/25/2009
|
|
روزی که شیطان تلفنی تماس گرفت و بی مقدمه گفت: "حاضرم رؤیای تو را تبدیل به واقعیت کنم"، به ناگاه شوکه شدم! باورم نمی شد! تنم خیس عرق شده بود! وحشت و ترس سرا پای وجودم را فرا گرفته بود! به هر زحمتی که بود خودم را جمع کردم و بالاخره قراری برای مصاحبه گذاشتم.
روز مصاحبه:جناب شیطان با دو ساعت تاخیر حاضر شد. وقتی هم که رسید عذرخواهی کرد و گفت: مأموریت خطیری پیش اومد که از دوستان ساخته نبود و می بایست خودم انجام می دادم. پیش از انجام مصاحبه گفتم: با چه تضمینی باور . . . . . . .
|
 |
|
عنوان:طنز مدیریت گروه مقالات:گوناگون - تاریخ ارسال 11/09/2009
|
|
تصميم قاطع مديريتي
روزي مدير يكي از شركتهاي بزرگ در حاليكه به سمت دفتر كارش مي رفت چشمش به جواني افتاد كه در كنار ديوار ايستاده بود و به اطراف خود نگاه ميكرد. جلو رفت و از او پرسيد: «شما ماهانه چقدر حقوق دريافت مي كني؟» جوان با تعجب جواب داد: «ماهي 2000 دلار.» مدير با نگاهي آشفته دست به جيب شد و از كيف پول خود 6000 دلار را در آورده و به جوان داد و به او گفت: «اين حقوق سه ماه تو، برو و ديگر اينجا پيدايت نشود، ما به كارمندان خود ح . . . . . . .
|
 |
|
عنوان:قدرت تشكر كردن گروه مقالات:اجتماعی - تاریخ ارسال 10/26/2009
|
|
براي رعايت نزاكت و احترام در محيط كار وقت نداريم. به راستي اين رسوم قديمي به فراموشي سپرده شده است. از اينها گذشته چطور راضي ميشويد، در حالي كه وقت خود را به خوشمشربي ميگذرانيد؛ رقبايتان روز به روز پيشرفت كنند. مقالهاي كه در پيش رو داريد يك مؤعظه درباره بيتوجهي به قوانين اجتماعي نيست، بلكه اين نوشتار براي به كار بردن اهرمهاي فراموششده در بازاريابي ميباشد. امروزه بهرهگيري از ارزشهاي قديمي عامل مهمي براي رسيدن به موف . . . . . . .
|
 |
|
عنوان:مقابله با اضطراب امتحان گروه مقالات:روانشناسی - تاریخ ارسال 10/25/2009
|
|
متخصصان تغذیه برای کاهش اضطراب امتحان نیز راهکارهایی ارائه کردهاند که همه آنها معتقدند شب امتحان باید غذاهای سبک خورد اما وارد شدن به جلسه امتحان با شکم خالی را نیز کاملا نادرست میدانند. به اعتقاد كارشناسان تغذیه از انجایی که کاهش تمرکز در افراد مضطرب موجب کاهش قند خون می شود، لذا خوردن خرما کششمش انجیرعسل و مانند آن مفید است. ویتامینهای گروه نیز اضطراب را کاهش می دهد که برای تامین آن می توان از میوه و سبزی استفاده . . . . . . .
|
 |
|